چرا به سرزمینم می آیی و می کوشی مرا به خاطر خشنودی کسانی به انقیاد درآوری که ازشعار های تو افتخار و از زحمت های تو لذت و تنعم به دست می آورند؟
چرا زن و فرزند و خان و مان خویش رها می کنی و به سرزمینی دور میآیی آن هم به خاطر کسانی که چنین راهی را به تو نشان داده اند تا با بهای خون تو افتخار و با بهای اندوه و ماتم مادرت مقام و منصب بخرند؟
آیا ستیزه با برادر شکوهی دارد؟
اگر چنین است پس بگذار ازقابیل تندیسی بسازیم و برای حانان سرود ستایش سر دهیم.