تبليغاتX
من برای گفتن حرفی به میان شما آمده ام.
عشق - عدالت - آزادی - خدا
درباره ی من هر چه می خواهی بگو

فردا درباره ی تو قضاوت می کند

و گفته های تو شاهدی است در حضور محکمه و گواهی است در پیشگاه عدالت.

حقیقت آدم ها آن نیست که بر شما آشکار می کنند بلکه آن است که از آشکار کردنش بر شما عاجزند.

بنابر این اگر می خواهید آنها را بشناسید به آنچه می گویند گوش ندهید بلکه به آنچه نا گفته می گذارند گوش بسپارید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:36  توسط گناه کار ترین بنده خدا - همای  | 

من نمی توانستم سخن بگویم

بنابر این به سکوت پناه بردم که تنها زبان دل آدمی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:31  توسط گناه کار ترین بنده خدا - همای  | 

صلح و آرامش چیست؟

آیا در چشمان  آن کودکان است که سینه ی خشکیده ی مادران گرسنه شان را درون کپر های سرد و یخ زده می مکند؟

آیا در کلبه محقر آن بی نوایان است که بر پلاسی زبر و خشن می خوابند و به لقمه ای از آن غذا محتاج اند که کشیشان و رهبانان ظرف پر آن را در مقابل خوکشان می گذارند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 18:52  توسط گناه کار ترین بنده خدا - همای  | 

عشق رازی است مقدس /

برای کسانی که عاشقند عشق برای همیشه بی کلام می ماند

اما برای کسانی که عشق نمی ورزند عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 18:30  توسط گناه کار ترین بنده خدا - همای  | 

اعتراض می کنم من

اعتراض به کشته شدن دیوانه ای در زیر ژتوی منطق ها

اعتراض به خندیدن به افتادن یک فیلسوف در چاله ای از جائز الخطا

اعتراض به عدم فرار ثانیه از هم نشینی با ساعت و دقیقه

اعتراض به بازنشستگی کلاغ به خاطر خبر بری در صبح ژائیز

اعتراض به خفه شدن بغض یک خروس در بالای شهر

اعتراض به نبودن صندلی ی باید برای سزاوار های خسته

اعتراض به بودن صندلی ی نباید برای ناسزاوار های راحت

اعتراض می کنم من ...

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 19:54  توسط گناه کار ترین بنده خدا - همای  |